rfi

در حال پخش
  • آخرین خبر ها
  • RFI فرانسه
اتاق موسیقی
rss itunes

گروه "بُمرانی" و بازخوانی ترانه‌های قدیمی، به رغم سانسور

بقلم فرید وهابی

نگاه دوباره به هنر و فرهنگ سال‌های پیش از انقلاب مدتی است که رایج شده است. این بازنگری، دارای طیف گسترده‌ای است: از جدی‌ترین و فکرشده‌ترین ارزیابی‌های دوبارۀ تاریخی تا سطحی‌ترین تقلیدها یا بازسازی‌های آثار قدیمی. آلبوم جدید گروه "بُمرانی" جایی در میانۀ طیف قرار گرفته: گزینشی خوش‌سلیقه از ترانه‌های قدیمی که به رغم سانسور و موانع،با اجراهایی نه چندان بدیع، در دسترس شنونده قرار گرفته است.

منظور از "سیزده چهل" که اسم آلبوم آخر گروه "بُمرانی" است، دهۀ ١٣۴٠ خورشیدی است. گروه بمرانی  در دفترچۀ همراه این آلبوم می‌نویسد: "در سالهای میانی قرن بیستم جامعۀ هنوز سنتی ایران همچنان با بهت به چالش ورود مدرنیته می‌نگرد"...

و سپس شکل‌گیری آلبوم را چنین توجیه می‌کند: ..."پروژۀ ˝سیزده چهل̏  بمرانی، پژوهشی شنیداری-دیداری در بارۀ فرهنگ و هنر عامۀ ایران (و به ویژه تهران) در آن روزگار است که بدون داوری و ارزش‌گذاری پیامدها و دستاوردهای آن می‌کوشد به جای برخوردی نوستالژیک با موضوع باز اجرا (Cover)، فرصتی دوباره در بازخوانی و بازنگری موسیقی و هنرهای تصویری امروز ایران باشد".

باید دید که این پروژۀ پژوهشی به غیر از آلبوم جدید چه در بر خواهد داشت، اما به هر حال آنچه که در نظر اول، در  این مجموعه به چشم می‌آید، انتخاب خوب ترانه‌هاست. آلبوم ˝سیزده چهل̏   شامل دوازده ترانه است که در اصل توسط فریدون فرخزاد، قوامی، ویگن، جمشید شیبانی، عاشورپور، امین‌الله رشیدی، عباس مهرپویا، اونیک، دلکش و شمس اجرا شده است.

خوانندگان اصلی فراموش شده‌اند

کمی تعجب‌آور است که در این آلبوم نام هیچیک از خواننده‌های اصلی ذکر نشده، مگر در مواردی که خواننده نقش آهنگساز یا شاعر را داشته است. مثلاً برای ترانۀ "تانگوی باد بهاری" نوشته شده: آهنگ و شعر از جمشید شیبانی. اما از ذکر این نکتۀ اصلی که خوانندۀ ترانه نیز شیبانی بوده خودداری شده است. یا مثلاً در توضیحات مربوط به ترانۀ "شیدایی" فقط نوشته شده: "بازخوانی ترانۀ قدیمی از فیلم فردا روشن است"...

می‌توان حدس زد که دلیل چنین تصمیمی غریب، باید مانع‌تراشی‌های وزارت ارشاد باشد. وگرنه گروه بمرانی در نام نبردن از دلکش، ویگن یا اونیک چه انگیزه‌ای می‌تواند داشته باشد؟

اما آیا می‌شود پذیرفت که ترانۀ  "شیدایی" را دوباره بخوانیم اما از دلکش یاد نکنیم؟ آیا به همین آسانی می‌توان مقتضیات سانسور را پذیرفت؟

بدین ترتیب آلبومی که به عنوان کاری پژوهشی در فرهنگ و هنر عامۀ ایران معرفی می‌شود، بارزترین خصوصیتی را که از یک ترانه در ذهن عامه باقی می‌ماند، یعنی نام خواننده را، به فراموشی سپرده است.

اما به هرحال، روشن است که گروه بمرانی (مخفف بهزاد عمرانی) در انتخاب ترانه‌ها صبور بوده و به اولین یافته‌ها قناعت نکرده است. آلبوم حداقل این مزیت را می‌تواند داشته باشد که شنوندگان را ترغیب کند تا به دنبال اصل آثار بگردند و خود صداهایی را که در پاک کردن‌شان تلاش می‌شود، دوباره کشف کنند.

قسمت‌هایی از بازخوانی‌های گروه "بُمرانی" را همراه با اصل آثار در فایل صوتی گوش کنید