rfi

در حال پخش
  • آخرین خبر ها
  • RFI فرانسه
اتاق موسیقی
rss itunes

فریدون مشیری: سرسپرده به موسیقی

بقلم فرید وهابی

شعرهای فریدون مشیری (١٣٧٩-١٣٠۵) در دنیای موسیقی ایران فراوان خوانده شده است. مشیری که در سال‌های قبل از انقلاب یکی از مسئولان بررسی و ارزیابی موسیقی و شعر رادیو ایران بود، اشعار خود را نه تنها به موسیقی سنتی سپرده که در دنیای پاپ هم حضور دارد. گذشته از سادگی مفاهیم، وزن شعرهای مشیری نیز مسلماً تطبیق آن را با موسیقی تسهیل کرده است.

روزهای آخر تابستان همیشه یادآور فریدون مشیری است. او متولد ٣٠ شهریور است و به همین دلیل - شاید هم به دلیل نزدیک شدن پاییز - این ایام سال با نام وی همراه می‌شود.

نه تنها پاییز، که همۀ نشانه‌ها و واژه‌هایی که با جهان رمانتیک خویشاوندی دارند، یادآور مشیری هستند. چند سال قبل به مناسبت سالگرد مرگ مشیری (سوم آبان)، شمس لنگرودی به خبرگزاری ایسنا گفته بود: "زاویه‌هایی که مشیری از آن به شعر می‌پردازد، زوایه‌هایی است که خیلی از مردم در مقطع سنی نوجوانی درگیر آن بوده‌اند و خیلی‌ها حتا اگر سن‌شان هم بالا رفته باشد، باز از لحاظ عاطفی، در آن مرحله مانده‌اند"...

حقیقتاً فریدون مشیری شاعر سال‌های نوجوانی است، چنان که مثلاً زمانی، نوجوان‌های فرانسوی شعر لامارتین را می‌خواندند. اما گذشته از ساده بودن اشعار مشیری "به لحاظ عاطفی"، روشنی جملات، پرهیز از واژه‌های دشوار و روانی ابیات از دیگر خصوصیات شعر اوست که هر آهنگساز یا خوانندۀ در جستجوی شعر مناسب را به خود جلب می‌کند.

علاوه بر اینها، اکثر آثار مشیری وزن‌های واضح و مؤکد دارد. اینهم یکی دیگر از خصوصیاتی است که کار آهنگساز را آسان می‌کند. در عین حال وزن‌های کاملاً مشخص شعر که به آسانی به گوش می‌آید، تلۀ خطرناکی برای موسیقیدان است.

فریب وزن: بی‌تو مهتاب شبی...

مثال روشن را می‌توان در بسیاری از اجراهای غزلیات مولوی شنید. برخی از این غزل‌ها چنان موزون‌اند که حتی روخوانی سادۀ آنها، می‌تواند تقریباً کار یک ساز کوبه‌ای را انجام ‌دهد. اما اشعاری که تا این حد موسیقایی می‌شوند، خود را به آهنگساز یا خواننده تحمیل می‌کنند. کافی است غزل را بلند بخوانید و کمی خود را رها کنید تا خواندن شما به آواز تبدیل شود. اما این سهل‌الوصول بودن وزن، آهنگساز را فریب می‌دهد و حاصل کار همان می‌شود که امروزه بسیار رایج است: خواه دف همراه باشد، خواه گیتار برقی، اصل موسیقی تکراری، سطحی، بی‌معنا و خسته‌کننده است.

شعر "کوچه"ی فریدون مشیری نیز همین دام را در خود دارد. مسلماً یکی از دلایل محبوبیت کم‌نظیر شعر در میان عامۀ مردم، همین وزن فریبنده است که بی‌اختیار در ذهن و حافظه می‌نشیند. اجراهای بسیار زیادی از این شعر در دسترس است اما تقریباً هیچکدام لطف و ملاحتی ندارند. هرچند در نگاه اول احساس می‌شود که شعر "کوچه" برای ترانه شدن مناسب است، اما تلۀ ریتم‌های تکراری و در نتیجه ترانه‌های بی‌نمک خیلی زود آهنگساز و خواننده را در خود فرو می‌برد.

نمونه‌هایی از ترانه‌هایی را که بر اساس اشعار فریدون مشیری ساخته شده در فایل صوتی گوش کنید