rfi

در حال پخش
  • آخرین خبر ها
  • RFI فرانسه
سیمای فرانسه
rss itunes

لذت‌ها و مصائب فرانسوی بودن

بقلم ناصر اعتمادی

فرانسه که تاریخاً کشوری است برابری طلب، شهروندانش، اما، بیش از پیش پول را شرط خوشبختی می دانند. این نه یک ادعا، که حاصل تحقیقی است که تحت عنوان فرانسویان، خوشبختی و پول اخیراً به قلم "یان آلگان"، "الیزابت بیزلی" و "کلودیا سنیک" توسط مرکز مطالعه و تحقیق اقتصادی و کاربردهای آن  منتشر شده است. این اثر نتیجۀ بیست سال تحقیق در فرانسه و دیگر کشورهای پیشرفته است و هدف آن دستیابی به شاخص ها و درجات خوشبختی است.

در این زمینه کتاب فرانسویان، خوشبختی و پول  به سه نتیجۀ عمده  در مورد حس خوشبختی یا خرسندی در فرانسه اشاره می کند : نخست اینکه در میان کشورهای پیشرفته، مردم فرانسه پیشروان حسرت و ناخرسندی هستند و این وضع از اوایل هزارۀ جدید دائماً رو به وخامت نهاده است. دوم اینکه ناخرسندی حسرت آلود فرانسویان در پس خود شکافی بزرگ میان تجربۀ خوشبختی فردی و سعادت جمعی را پنهان می کند. و بالاخره به گمان نویسندگان کتاب ویژگی سوم فرانسویان این است که سوءظن یا بی اعتمادی مطلقی نسبت به نهادهای کشورشان دارند : بیش از ۸٠ درصد فرانسویان به سیاستمداران و دادگستری شان اعتماد ندارند و تنها بیمارستان ها و کلانتری ها شامل این بی اعتمادی نمی شوند.

این درجه از بی اعتمادی دو نتیجه در پی دارد : حسرت گذشته و اولویت یافتن پول به عنوان وسیلۀ خوشبختی فردی. در قیاس با این تصور خوشبختی جمعی، در نگاه فرانسویان، بیش از پیش ناممکن به نظر می رسد.

به گمان نویسندگان کتاب فرانسویان، خوشبختی و پول  شهروندان فرانسه در قیاس با بسیاری از کشورهای اروپایی حس خوشبختی شان در مقایسه با سطح زندگی آنان به طور نسبی رو به کاهش است. بر اساس نتایج مطالعات صورت گرفته در این کتاب، فرانسویان معمولاً ٢۰ درصد کمتر از متوسط دیگر شهروندان اروپایی از حس خوشبختی بهره مند. در میان کشورهای اروپایی تنها آلمان و ایتالیا در این زمینه با فرانسویان برابری می کنند، هر چند این امر در مورد شهروندان بریتانیا، هلند یا بلژیک صادق نیست.

اما، دلایل این ویژگی کدامند؟ آیا می توان برای نمونه بیکاری، نابرابری یا شیوۀ نامناسب زندگی در حومه های شهرهای فرانسه را از عوامل تعیین کنندۀ حس ناخرسندی یا اندوه افراد دانست؟ در پاسخ به این سئوال، نویسندگان کتاب می گویند که ناخرسندی های فرانسویان ریشه در شرایط عینی زندگی دارد که لزوماً به مهاجران این کشور محدود و منحصر نمی شود. زیرا، درجۀ ناخرسندی در میان مهاجران عموماً در همۀ کشورها بیشتر از باصطلاح شهروندان بومی است. در این بین خود مهاجران فرانسوی معمولاً ناخرسندتر از دیگر مهاجران در کشورهای خارجی هستند. شاید بر همین اساس بتوان حس ناخرسندی میان فرانسویان را نوعی روحیۀ مشترک توصیف کرد.

 

با این حال، نویسندگان کتاب فرانسویان، خوشبختی و پول می نویسند که بر اساس مطالعات آنان مهاجرانی که از کودکی در مدارس فرانسوی پرورش می یابند ناخرسندتر از کسانی هستند که در مدارس فرانسوی تربیت نشده اند. در این معنا، نویسندگان کتاب معتقدند که نهاد مدرسه در فرانسه به تنهایی نقش مهمی در اشاعۀ حس اندوه و ناخرسندی دارد. علت این امر به گمان آنان تناقض نهفته در نظام آموزش عمومی فرانسه است که دائماً در کشمکش میان نخبه‌گرایی و برابری گرفتار است.

آنان می گویند : برابری، به ویژه برابری فرصت ها از مهمترین ارکان نظام آموزشی فرانسه شناخته می شود، در حالی که نظام آموزش عمومی فرانسه در عمل بسیار نخبه‌گرا و تک بُعدی است، زیرا، دائماً از دانش‌آموز خواسته می شود خود را به گروه برتران یا بهتران که تنها ۵ درصد جمعیت مدارس یا جامعه را تشکیل می دهند نزدیک کند. در این تلقی تنها درس ها یا موضوع هایی نظیر ادبیات فرانسه، ریاضیات و تاریخ اهمیت می یابند و در عوض ظرفیت های افراد در عرصه های ورزشی، هنری یا عاطفی از جایگاه شایسته ای برخوردار نمی گردند.

در واقع، در نظام آموزشی فرانسه تنها تعداد اندکی خود را به گروه بهتران متعلق می دانند و مابقی – یعنی اکثریت بزرگ - خود را در وضعیت شکست و ناکامی دائمی احساس می کنند. بنابراین، از نگاه نویسندگان کتاب فرانسویان، خوشبختی و پول مدرسه در فرانسه نقش بزرگی در پرورش و اشاعۀ حس ناخرسندی دارد.

به گمان آنان در قیاس با این نظام آموزشی نخبه گرا، نظم آموزشی مبتنی بر تشویق دانش آموز که در بسیاری از کشورها رایج است در برانگیختن حس خوشبختی نقش تعیین کننده ای ایفا می کند. زیرا، چنین نظمی محرک اعتماد به نفس است و اعتماد به نفس از ارکان خرسندی، جسارت و مهمتر از آن شهامت رویارویی با جهان، مسائل و مخاطرات آن است.

نویسندگان کتاب نوشته اند یکی دیگر از منابع سنجش حس خوشبختی قیاس وضعیت خود با دیگران و دیگری آینده نگری یا قابلیت فرد برای ترسیم خود در افق وضعیتی است که هنوز پدید نیامده است. در واقع، آینده نگری پذیرش واقعیت جهان اجتماعی چنان که هست به شمار می رود. به گمان نویسندگان کتاب از این منظر، می توان گفت که یکی از دلایل حس ناخرسندی میان فرانسویان دلبستگی عمیق آنان به آرمانی است که تناسب چندانی با واقعیت جهان اجتماعی امروز آنان ندارد. نویسندگان کتاب فرانسویان، خوشبختی و پول می نویسند : از کودکی به فرانسویان گفته یا آموخته می شود که آنان به کشوری بزرگ، به فرهنگ و تاریخی جهانی و به میراث روشنگری و انقلابی بزرگ، انقلاب کبیر فرانسه، تعلق دارند. ممکن است که این سخنان موقتاً موجب تسکین آدمی شود، اما، افراد در درازمدت به شکاف میان این آرمان ها و واقعیت اجتماعی پی می برند.

یکی از راه حل های پیشنهادی نویسندگان کتاب برای غلبه بر حس اندوه و ناخشنودی دگرگونی در نظام آموزش زبان های خارجی در فرانسه است. آنان می گویند که میان آموزش زبان های خارجی در مدارس فرانسه و واقعیت جهان امروز تناسب چندانی وجود ندارد به ویژه اینکه فرانسویان تا سن هجده سالگی بر ابزار گفتگوی جهانی، یعنی زبان انگلیسی، تسلط لازم را ندارند و این خود مانع مهمی برای تجربۀ حس خوشبختی است. این امر یکی از موانع حس تعلق به جامعۀ جهانی است. به همین خاطر، به گمان نویسندگان کتاب باید فعالیت های دیگری را در مدارس فرانسه توسعه داد که بیشتر به نیازها و ابعاد گوناگون زندگی فردی پاسخ می دهند. به گمان آنان، باید در نتیجۀ این فعالیت ها، افراد احساس کنند که موفقیت هرگز یک بعُدی نیست، بلکه شیوه ها و ابعاد موفقیت لزوماً متکثرند.